به تو باید اندیشید؟
یا که دل بست؟
به آن است که با اندیشه بیابیمد یا که دل؟
پاسخی دهید این حقیر را
تا که ذخیره سازد
در زندگانیش
قفل وبلاگ باز نشد
تا بالاخره یکیش در اتاق رو باز کرد
خسته بودم
بعد از یک سفر طولانی
وارد اتاق شدم
پر از خاک بود
گوش های اتاق شده بود لانه عنکبوت ها
قلیونی که عکس رضاشاه روش بود پر از خاک بود
یادم اومد روی طاقچه اتاق یه حافظ بود
خاکا رو کنار زدم
شمع رو روشن کردم
و شروع کردم به حافظ خوندن
بعد رفتم سراغ دفترخاطرات
حرف های بچه ها
سوالات قشنگ
انگاری داشت دلم شروع میکرد به روشن شدن
سلام
یاران قدیمی
سلام وبلاگ مهربون
اومدم دوباره شروع کنم
با یه شخصیتی متفاوت
که میخواد برگرده به همون روزا
به کمک شماها
امیدوارم شاد باشید
همیشه هر جا
زیر سایه مولا علی
ناگهان دوستی از جمع سوالی پرسید
همه در فکر فرو رفتند و هر کدام جوابی برای سوال دادن
حال پاسخ شما نسبت به این سوال چیست ؟
سوال
گویند در بهشت نتوان گناه کرد
حال آدم و حوا نا فرمانی کردند و گندم خوردند!!
پس چگونه است در بهشتی که نتوان گناه کرد آنها دچار گناه شدند و از بهشت اخراج شدند ؟
چه کسی منتظر است ؟
ما در انتظار امام زمان هستیم
یا او در انتظار ما ؟
آیا کبوتر ، بدون بال ، باز هم کبوتر است ؟
ما به وجود آورنده شرایطیم ؟
یا
خود پدیده ای بر آمده از آن ؟
سوال :
بهای رسیدن ، برای رسیدن ، بهانه ای رسیدن است ؟
سوال :
اگر شوق عشقی است در بند و یا عشق شوقی است آزاد جایگاه معشوقه کجاست ؟
در بند است یا آزاد یا آزادانه در بند است ؟
زندان عاشق . آزادی از عشق است یا عشقی است در زندان . این پرسش را رندی به من پاسخ داد
حال تو آن رند باش
منتظر پاسخ تو ام ؟
سوال:
سیمای سحر را تماشا کرده ای یا سیمای خود را سحر تماشا کرده ای
نیک بنگر که آسمانیان چگونه اند ؟
و این روزگاران چه خوش ایام است
که آدمی خویش را به مسلخ عشق میبرد
و هر آنچه که دارد در طبق اخلاص به دوست عرضه می دارد چه خوش ایامی است که محبوب ،
محبوبه ای ما را به آستانه حضور و ظهور هدیه می کند
چه خوش اگر پرده ها بر افتد و آینه ای دیدار از زنگار جدایی پاک گردد و این خاک نشینان را به آن افلاکیان اتصال دهد .
الهم عجل لولیک الفرج


